بهزاد میقانی
هزینهٔ تحقیر؛ جایگاه احترام شخصی در مواجهه با ترامپ
هزینهٔ تحقیر؛ جایگاه احترام شخصی در مواجهه با ترامپ
در سیاست خارجی، کلمات و نمایشها هم هزینه دارند. سخنی که برای مصرف داخلی گفته میشود، ممکن است در سوی دیگر مرزها بهعنوان نشانهای از دشمنی، تهدید یا بستهبودن راه مذاکره تفسیر شود. این مسأله در مواجهه با دونالد ترامپ اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ سیاستمداری که به نظر من، احترام به شخص خود، وفاداری دیگران و تصویری که از قدرت و موفقیتش ارائه میشود، در رفتار او وزن قابلتوجهی دارد. فرض اصلی این یادداشت آن است که در بعضی موقعیتها، حساسیت شخصی ترامپ میتواند بر محاسبات سیاسی او سایه بیندازد. اثبات اینکه این عامل همواره از ملاحظات راهبردی مهمتر است، ممکن نیست؛ اما نادیدهگرفتن آن نیز خطاست. شناخت شخصیت طرف مقابل، در کنار شناخت منافع و تواناییهای او، بخشی از دیپلماسی است. عربستان؛ عبور از سخن تحقیرآمیز بدون قطع رابطه ترامپ در اکتبر ۲۰۱۸ گفت به ملک سلمان گفته است که بدون پشتیبانی نظامی آمریکا، شاید حتی «دو هفته» در قدرت نماند. چنین سخنی دربارهٔ یک متحد، آشکارا لحنی تحقیرآمیز داشت. واکنش محمد بنسلمان، بااینحال، ورود به مسابقهٔ توهین نبود. او در گفتوگویی با بلومبرگ گفت از همکاری با ترامپ لذت میبرد و باید پذیرفت که یک دوست ممکن است حرفهای خوب و بد بزند. میتوان دربارهٔ حکومت عربستان و سیاستهای ولیعهدش نقدهای جدی داشت، اما این واکنش مشخص را باید از منظر کارکرد سیاسی سنجید: بنسلمان اجازه نداد پاسخ شخصی به یک اهانت، تمام رابطه را تعیین کند. برداشت من این است که او حفظ امکان همکاری و چانهزنی را بر لذت پاسخ متقابل ترجیح داد. نتانیاهو؛ اختلاف و حفظ کانال ارتباط رابطهٔ ترامپ و بنیامین نتانیاهو هم همیشه دوستانه و بیتنش نبوده است. باراک راوید، روزنامهنگاری که با ترامپ مصاحبه کرده بود، در سال ۲۰۲۱ گزارش داد که ترامپ از تبریک نتانیاهو به جو بایدن بهشدت خشمگین شده و دربارهٔ او عبارتی رکیک به کار برده است. این نمونه نشان میدهد موضوع وفاداری شخصی چگونه میتواند در زبان و واکنش ترامپ برجسته شود. بااینحال، نباید برای تقویت این استدلال، تاریخ را ساده کنیم. مقامهای اسرائیلی نیز گاهی علناً علیه سخنان ترامپ موضع گرفتهاند؛ از جمله در اکتبر ۲۰۲۳، پس از اظهارات او دربارهٔ حزبالله و انتقادش از آمادگی اسرائیل. بنابراین ادعای اینکه اسرائیل هیچگاه پاسخ تندی به ترامپ نداده، دقیق نیست. نکتهٔ قابل بررسی، توانایی حفظ رابطه در کنار اختلاف است. کیم جونگاون؛ امکان تغییر زبان دشمنی تجربهٔ کره شمالی نیز آموزنده است. ترامپ در سال ۲۰۱۷ کیم جونگاون را «مرد موشکی» خطاب کرد و کیم نیز با توهینهایی شدید پاسخ داد. بااینحال، همین دو نفر در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ دیدار کردند و مکاتبات شخصی میان آنها به بخشی از رابطهٔ سیاسی تبدیل شد. این تغییر، بدون آنکه دفاعی از استبداد و سرکوب در کره شمالی باشد، نشان میدهد حتی پس از شدیدترین درگیریهای لفظی نیز امکان تغییر روش وجود دارد. البته نمیتوان گفت پس از دیدارها، توهین از سوی کره شمالی برای همیشه متوقف شد. در دسامبر ۲۰۱۹، یکی از مقامهای ارشد وزارت خارجهٔ آن کشور در واکنش به سخنان ترامپ، دوباره هشدار داد که زبان توهینآمیز گذشته ممکن است بازگردد. دیپلماسی شخصی نیز نتوانست اختلاف هستهای را حل کند. پس این تجربه، شاهدی بر امکان گفتوگوست؛ برای تضمین موفقیت آن کفایت نمیکند. همچنین حملهنکردن آمریکا به کره شمالی را نمیتوان صرفاً نتیجهٔ احترام به ترامپ دانست. در هر تحلیل جدی باید توان هستهای، خطر تلافی، آسیبپذیری کشورهای منطقه و هزینههای جنگ را لحاظ کرد. احترام میتواند به مدیریت رابطه کمک کند، اما جایگزین محاسبهٔ قدرت و منافع نیست. ایران؛ از تهدید شخصی تا نمایش زندان در ایران، نمونههایی از مواجهه با ترامپ از نقد سیاسی فراتر رفته و به نمایش تهدید شخصی رسیده است. در ژانویهٔ ۲۰۲۲، وبسایت دفتر رهبر جمهوری اسلامی پویانماییای منتشر کرد که هدفگرفتن ترامپ در زمین گلف را به تصویر میکشید. این اثر با موضوع انتقام کشتهشدن قاسم سلیمانی منتشر شد. چنین تصویری را نمیتوان صرفاً انتقاد از سیاستهای دولت آمریکا دانست؛ موضوع آن، امنیت شخصی یک فرد بود. در تیر ۱۴۰۴ نیز فتوای ناصر مکارم شیرازی دربارهٔ تهدیدکنندگان رهبری و مرجعیت منتشر شد که آنان را «محارب» میخواند. این فتوا در فضای تهدیدهای ترامپ و مقامهای اسرائیلی مطرح شد، اما متن آن نام ترامپ را صریحاً ذکر نمیکرد و نباید آن را بدون توضیح، «حکم قطعی اعدام ترامپ در دادگاه ایران» معرفی کرد. تمایز میان فتوا، تهدید سیاسی و حکم قضایی، برای نقدی معتبر ضروری است.
تازهترین نمونه، نمایش بازیگری با چهرهای شبیه ترامپ در سلول نمادین زندان در میدان تجریش است. این نمایش شاید توجه رهگذران را جلب کند، اما پرسش اصلی دربارهٔ دستاورد آن برای کشور است: آیا به امنیت مردم، کاهش تنش یا پیشبرد مطالبهای مشخص کمک میکند؟ شاهدی نداریم که ثابت کند ترامپ این نمایش را دیده یا تصمیم مشخصی را بر اساس آن گرفته است. نسبتدادن یک جنگ یا حمله به چنین نمایشی، ادعایی بیپشتوانه خواهد بود. نگرانی من روشنتر و محدودتر است: آیا این اقدامات به دشمنی موجود، لایهای از خصومت شخصی اضافه میکنند، بیآنکه منفعت قابلسنجشی برای مردم داشته باشند؟ احمدینژاد و اهمیت اقتدار شخصی حساسیت به اقتدار شخصی، در برداشت من، وجهی از شباهت ترامپ و محمود احمدینژاد است. برای هر دو، به نظر میرسد احترام دیگران، حرفشنوی اطرافیان و بهرسمیتشناختن جایگاهشان اهمیت زیادی دارد. دربارهٔ اختلاف احمدینژاد و منوچهر متکی، روایتی مطرح است که بر اساس آن، متکی شخصاً به رهبر جمهوری اسلامی نامه مینوشت و گزارش کار میداد؛ احمدینژاد از او خواسته بود این کار را نکند، اما متکی به آن ادامه داده بود. این بخش از روایت و ارتباطش با عزل متکی، در منابع بررسیشده تأیید نشده است. آنچه مستند است، برکناری متکی هنگام مأموریت در سنگال است. به گفتهٔ متکی، او پیشاپیش از عزلش اطلاع نداشت و خبر را از مقامهای سنگالی شنید؛ شیوهای که خودش آن را توهینآمیز خواند. احمدینژاد در مقابل میگفت قبلاً با او صحبت کرده بود. نمیتوان با قطعیت گفت احمدینژاد این زمان و شیوه را برای تحقیر متکی انتخاب کرده بود، اما میتوان پیامد آن را نقد کرد: اختلاف میان دو مسؤول به نحوی مدیریت شد که شأن نمایندهٔ کشور و اعتبار دستگاه دیپلماسی را نیز تحتتأثیر قرار داد. این همان خطری است که هنگام پررنگشدن اقتدار و حساسیت شخصی در سیاست باید جدی گرفت. معیار، منفعت مردم است نقد سیاستهای آمریکا و اعتراض به اقدامات ترامپ، حق مخالفان اوست. مسؤولیت تصمیمهای خشونتآمیز آمریکا نیز بر عهدهٔ تصمیمگیرندگان آن کشور میماند. بااینحال، مسؤولان ایرانی هم باید پاسخ دهند که زبان و نمایشهای انتخابیشان چه کمکی به حفظ جان مردم و منافع کشور میکند. به نظر من، احترام حسابشده به طرف مقابل میتواند امکان شنیدهشدن مطالبات، مذاکره و کاهش سوءتفاهم را بیشتر کند. بهویژه در مواجهه با سیاستمداری که به اعتبار شخصی خود حساس است، این مهارت اهمیت دارد. انتظار از مسؤولان آن است که پیش از هر تهدید، توهین یا نمایش تبلیغاتی، دستاورد و هزینهٔ احتمالی آن را بسنجند. موفقیت سیاست خارجی را باید با امنیت مردم، توان چانهزنی و کاهش خطر جنگ اندازه گرفت. تشویق چندروزهٔ یک نمایش، جای این دستاوردها را نمیگیرد.