جریان آنلاین
مصاحبه دبیرکل حاما (احمد حکیمیپور) با جریان آنلاین
نماینده ادوار مجلس در گفتوگو با «جریان آنلاین»، ضمن هشدار نسبت به تأثیر مخرب رقابتهای سیاسی بر حافظه تاریخیِ دفاع مقدس، تأکید کرد: جریانهای سیاسی باید مراقب باشند تا منازعات جناحی، ارزشها و نتایج درخشان جنگ تحمیلی را در سایه خود قرار ندهد. ...
جریان آنلاین | همزمان با امضای تفاهمنامه فی مابین آمریکا و ایران ارزیابیها و اختلافنظرها درباره ابعاد و پیامدهای این فرآیند همچنان ادامه دارد. با این وجود آنچه که همگان بر آن تاکید دارند حفظ وحدت داخلی و حرکت در چارچوب مصالح کلان کشور است، رویکردی که در مواضع مسئولان ارشد نیز به روشنی دیده میشود. همانگونه که مقام معظم رهبری آیت الله سید مجتبی خامنه ای نیز در سخنان خود اظهارامیدواری کردند که با وجود اختلاف نظر و برخی ملاحظات بنا به احترام نظر دیگران امضای تفاهمنامه بتوان در ادامه به نتایج مفید و در راستای مصالح کلان ملی کشور پیش رفت که به گمان بسیاری از صاحبنظران این امر نشان از سعه نظر ایشان است که براساس سنجش دقیق منافع ملی و ارزیابی نتایج عملی تصمیمات صورت گرفته است. قطعاً در حین تداوم مسیرگفتوگو و دیپلماسی با هوشیاری کامل نسبت به بدعهدیها، شیطنتها و رفتارهای احتمالی طرف مقابل تصمیمات مقتضی گرفته خواهد شد. در این باره با احمد حکیمی پور، نماینده ادوار مجلس گفتوگو کردهایم که ملاحظه میکنید.
*برخی معتقدند توافقنامهای که میان ایران و آمریکا امضا شده، بیش از آنکه یک دستاورد باشد صرفاً نتیجه فشارها و شرایط جنگی است. این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
این توافقنامه در واقع یک دستاورد مهم در ادامه همان میدان نبرد و تقابل نظامی محسوب میشود. همواره در تجربههای تاریخی تأکید شده که دیپلماسی و توافق، ادامه و مکمل میدان نبرد است. مذاکره و توافقنامه نهتنها ارزشی کمتر از اقدامات نظامی ندارد، بلکه در بسیاری از موارد حتی اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا در نهایت دستاوردهای میدان را تثبیت میکند. این تفاهمنامه یک دستاورد ملی پس از گذر میدان جنگ است. در طول تاریخ، هیچ جنگی وجود نداشته که تا ابد ادامه پیدا کند. همه جنگها در نهایت به میز مذاکره و توافق ختم شدهاند؛ بنابراین اگر در چنین شرایطی مذاکرهای صورت گرفته و توافقی حاصل شده که میتوان آن را یک نتیجه مطلوب و یک دستاورد مهم تلقی کرد.
*چرا این توافق را دستاورد مهمی برای ایران میدانید؟
زیرا طرف مقابل، یعنی آمریکا، پیش از این بارها تأکید کرده بود که اگر درگیری نظامی با ایران رخ دهد، میتواند ظرف چند روز نتیجه جنگ را به نفع خود پایان دهد و به اهداف مورد نظرش برسد، اما واقعیت این است که چنین هدفی محقق نشد. اکنون همان طرف در جایگاهی برابر با ایران پای میز مذاکره نشسته است. این مسئله نشان میدهد که آنها نتوانستند با فشار و زور به اهداف خود دست پیدا کنند و در نهایت ناچار شدند مسیر مذاکره و توافق را بپذیرند. همین موضوع برای ایران یک دستاورد مهم بهشمار میآید. در حقیقت دیپلماسی توانست چنین دستاوردی را برای کشور رقم بزند. دیپلماسی در طول تاریخ، چه پیش از اسلام و چه پس از آن، همواره در کنار جنگها و منازعات وجود داشته است. اصل مهم در هر مذاکره این است که طرفین بتوانند به منافع خود دست پیدا کنند. در این چارچوب چنین توافقی در واقع به معنای تثبیت دستاوردهایی است که در میدان به دست آمده است. هر جنگ و هر پیروزی در نهایت باید در جایی تثبیت شود و این تفاهمنامه را میتوان نقطه تثبیت آن دستاوردها دانست.
*از واکنشهای دیگران نسبت به این توافق چه نتایجی میتوان درباره این توافق گرفت؟
طبیعی است که برخی بازیگران منطقهای از جمله رژیم اسرائیل و جریانهایی که منافعشان با آن همسو است از چنین توافقی رضایت نداشته باشند، اما در داخل ایران، بخش قابل توجهی از مردم قدردان تلاشها و هزینههایی هستند که برای رسیدن به چنین دستاوردی صرف شده است. مهمترین عامل تثبیت چنین دستاوردی، حمایت مردم و انسجام ملی است. با وجود همه مشکلات اقتصادی و فشارهایی که وجود داشته مردم در موضوعاتی مانند حفظ تمامیت ارضی و منافع ملی همواره با نوعی همبستگی و انسجام عمل کردهاند. البته اختلافنظرها در هر جامعهای طبیعی است، اما در موضوعات اساسی، این انسجام ملی اهمیت تعیینکنندهای دارد. قطعاً در چنین شرایطی، صیانت از منافع ملی و تقویت همبستگی اجتماعی و سیاسی اهمیتی دوچندان پیدا میکند این موضوع تجربه مقاطع حساس از دوران دفاع مقدس تا جنگ دوازدهروزه با رژیم صهیونیستی، نشان داده چگونه میتواند به حفظ ثبات، انسجام و پایداری کشور کمک کند. از همین رو در کنار پیگیری روند مذاکرات، بیاعتمادی محتاطانه نسبت به رفتار دشمن و حفظ آمادگی برابر هرگونه بدعهدی، ضرورتی انکارناپذیر بهنظر میرسد. واقعیت این است که امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت حفظ همبستگی در جامعه احساس میشود. بسیاری از صاحبنظران و دلسوزان کشور نیز بارها بر این موضوع تأکید کردهاند که همه جریانها و گروههای سیاسی باید در حفظ این سرمایه مهم ملی نقش ایفا کنند. نباید اجازه داد اختلافات جناحی و رقابتهای سیاسی باعث تضعیف چنین سرمایهای شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده که کشور در مواجهه با فشارها و محدودیتهای مختلف، زمانی توانسته از چالشها عبور کند که نوعی همدلی و اتحاد در میان جامعه و مسئولان شکل گرفته است. بههمین دلیل باید از این سرمایه با دقت و حساسیت محافظت شود، همانگونه که رهبر شهید و مقام معظم رهبری نیز بارها بر اهمیت صیانت از این وحدت تأکید کردهاند.
*بهنظر شما این همبستگی باید بر چه مبانی و اصولی شکل بگیرد؟
برای اینکه انسجام ملی به صورت پایدار شکل بگیرد، لازم است بر چند محور اساسی تمرکز شود. توجه به منافع ملی از اولویتهای ضروری در این راستاست. همه نیروهای سیاسی و اجتماعی باید منافع کشور را در اولویت قرار دهند و از نگاههای محدود و مقطعی فاصله بگیرند. به علاوه، حفظ تمامیت سرزمینی ایران و یکپارچگی جغرافیایی کشوراز دیگر اولویتها در این حوزه بهشمار میآید. چراکه این امر موضوعی نیست که بتوان در مورد آن کوچکترین تساهلی داشت که باید همراه با تاکید بر شاخص امنیت ملی به طور جدی به آن توجه کرد. قطعاًامنیت کشور پایهایترین عامل برای ثبات و پیشرفت است و بدیهی است اگر هر یک از این مؤلفهها آسیب ببیند در واقع بنیانهای اصلی کشور دچار تزلزل میشود از این رو ضروری است که همه جریانها و نیروها فارغ از اختلافات سیاسی بر سر این اصول به توافق برسند.
*بهنظر شما نقش رسانهها در این میان برای حفظ انسجام ملی برای دسترسی بهتر به نتایج این دستاورد چیست؟
بدون تردید رسانهها بهویژه رسانههای فراگیر، تأثیر قابل توجهی در شکلگیری افکار عمومی دارند. تریبونهایی که در اختیار نهادهای مختلف قرار دارد در واقع متعلق به همه مردم است و باید به گونهای عمل کنند که این حس را در جامعه تقویت کنند. اگر مردم در عملکرد رسانهها و تریبونهای رسمی رویکردی منصفانه، فراگیر و ملی مشاهده کنند، اعتماد عمومی افزایش پیدا میکند. سرمایه اجتماعی هر کشور تا حد زیادی بههمین اعتماد و احساس همبستگی وابسته است. به نظر من انسجام ملی بزرگترین پشتوانه کشور برابر تهدیدها و چالشهاست و اگر این سرمایه تقویت شود، میتواند مانند ابزاری قدرتمند در برابر مشکلات عمل کند. طبیعی است که در هر جامعهای اختلاف دیدگاههای سیاسی وجود داشته باشد، اما مسئله مهم این است که این اختلافات چگونه مدیریت شود. زمانی که کشور با تهدیدهای خارجی یا فشارهای بینالمللی مواجه است، انتظار میرود جریانهای سیاسی با مسئولیتپذیری بیشتری رفتار کنند. اگر در چنین شرایطی برخی گروهها تلاش کنند دولت یا ساختار اجرایی کشور را فقط برای اهداف سیاسی تضعیف کنند، این رفتار عملاً میتواند به سود دشمنان خارجی تمام شود. در حقیقت چنین اقداماتی به نوعی ناخواسته زمینه بهرهبرداری طرفهای مخالف را فراهم میکند؛ بنابراین لازم است همه جریانها در مواقع حساس مصالح کلی کشور را در نظر بگیرند. قطعاً اگر نقدها در مسیر اصلاح امور و تقویت منافع ملی مطرح شود، میتواند به ارتقای فضای سیاسی و افزایش اعتماد عمومی کمک کند. در این راستا نباید رسانهها به همدیگر طعنه بزنند و با این اقدامات باعث گسستگی شوند. الگوی مسئولین هم یکپارچکی است تا دستاوردهای حاصل از دیپلماسی بعد از میدان نبرد بهره بهینه بگیریم، همانگونه که رهبری هم بر آن تأیید کردند تا در منافع کلان کشور به آنچه برای کشور مهم و مطلوب است برنده میدان باشیم.